باغ زمان!

Category: آرکانساس Comments: No comments

همانطور که آب و هوا اجازه می دهد تا من در تلاش برای به دست آوردن چیزی انجام می شود هر روز در باغ. من هنوز هم سر در گم در تغییرات من روزانه در گیاهان است. شکوفه افزایش روزانه

با بانک های گل رز

rhododendrons,

و کاکل جنس زنبق و سوسن.

یک دوست داشتند من را برداشت تا برخی از گیاهان و سبزیجات بنابراین من تصمیم به گرفتن آنها را کاشته دیروز قبل از باران آمد. من از جیبش صرف سبزیجات و کشت برخی از ضربه محکم و ناگهانی قند نخود فرنگی در گلدان و در باغ و کلم بروکلی.

آنها را تولید نمی کند خیلی با این, اواخر, کاشت, اما من باید چیزی قبل از آنها صرف شده است. من نقل مکان کرد و کیسه ای از خاک است که من تا به حال بیش از سمت چپ نرسیده به باغ و علف های هرز کشیده و فقط به حال یک زمان خوب دیروز. درست قبل از آن باران, پسر من و من رفت و برگشت به انتخاب برخی از گیاهان و من رفتم یکی از راه دیگر برفت. در هیچ زمان و در همه شنیدم که جیغ و فریاد چند انتخاب کلمات. من با عجله برای دیدن آنچه که اتفاق افتاده بود و دید چه چیزی باعث وحشت خود را. او تقریبا پا در حدود 4 پا مار.

خوشبختانه این خوب بود مار شاه مار بود اما درست در منطقه ای که در آن من تا به حال شده است در حال حرکت کیسه و دست کشیدن علف های هرز. مار تماشا و ما او را تماشا می کردند. رفتیم داخل و من تصمیم گرفتم به آن تصویر است. کایل فکر کردم این امر می تواند از بین رفته اند اما او هنوز هم وجود دارد فقط در حال حرکت به آرامی.

او ممکن است همان مار من در حیاط برای سال, اما اگر او قطعا رشد کرده است. می گویند ما نه مار بزرگ طرفداران است شاید کتمان حقیقت, اما من دوست دارم خوب مارها به عنوان طولانی به عنوان آنها نمی تواند در فضا. ما رفت و برگشت از حدود 30 دقیقه بعد و تماشا او را از غلتیدن از طریق unplanted باغ سبزی

و سپس حل و فصل در رختخواب با درخت انجیر و برخی از بوته ها. من برنامه ریزی شده بود به چنگک جمع کردن برگ های امروز, اما تصمیم گرفت که ممکن است یک وظیفه برای یک روز دیگر—یا سال! باران آمد و ما رفت و برگشت داخل.

امروز یک روز زیبا که من تصمیم گرفتم به لبه من تخت و مقابله با علف های هرز.

دیروز من در crocs و شلوار. امروز من تا به حال در knee-high باغ در لباس بلند و شلوار و دستکش و عینک ایمنی. من در گرفتن شانس. من با استفاده از universal کج بیل زدن و weedeater و من scoured زمین مانند یک شاهین به دنبال نشانه هایی از هر جنبش. چند بار من به خودم کاملا ترساندن. یک بار زمانی که یک شعبه درهم در رشته و چیزهایی که نقل مکان کرد و من شروع به پریدن کرد اما زمانی که من کشف برخی از مالچ و در معرض چشم انداز من پارچه این نگاه خیلی افتضاح مانند یک مار!

من با استفاده از سه باطری قبل از من در نهایت متوقف شد و خوشبختانه هیچ مار رؤیت است.

من تصمیم گرفتم به سرعت خودم پس من باید مقدار زیادی از زمان را به پایان برساند این وظایف است. باغ یک محل عالی برای شارژ و عقب ارائه شده وجود دارد هیچ مارها!

من امیدوارم که شما تا به حال به صرف زمان در خارج از–آن روز با شکوه! ما نیاز به حدود 20 بیشتر از آنها.

is.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>