“من نفرت را به این تا آنجا که من لذت بردن از داشتن شما به عنوان یک دوست.”

“این یک راه بسیار خوبی برای شروع یک گفتگو” به من گفت: من در حال اجرا شریک است.

این روز فوق العاده ای را تکثير در غیر این صورت روال گفت و گو به دلیل به فکر و نظر در روش های معمول نیست برای ما که قبلا الگو زندگی من فکر می کردم. این باید خوب است.

ما کاسته گذشته عقب کلینتون کتابخانه تبدیل شرق در یک پیاده رو قاب magnolias. خورشید گل رز از طریق باریک خاکستری ابرها و ما زحمت کشیده در رطوبت. من مبارزه نیاز به حرکت و نزدیک تر اجتماعی فاصله مجاز پس از آن تعجب اگر شش فوت بود و به اندازه کافی فضا با توجه به آنچه که در مورد او می گویند.

من در حال اجرا است که شریک زندگی خوب, بخوانید, بسیار هوشمند و فکر می کند همه چیز را از طریق. ما در حال حاضر تحت پوشش انتخابات نوامبر و اقتصاد با پوشیدن ماسک بازگشایی مدارس و امکان covid-19 واکسن. اما او شروع می شود این گفتگو با ترس آن را پایان دوستی ما. من braced.

“من نگران هستم در مورد کامپیوتر.”

نه آنچه که من انتظار می رود. به نظر من نادیده گرفتن او را. گاز گرفتن لب پایین من من من سر به سبز آشغال نشسته مستطیلی در مسیر درست کردن کتابخانه پردیس. آن stunk. این آشغال به نظر می رسید از محل در آن صحنه فقط به عنوان من در حال اجرا شریک نظر را انجام داد.

“چرا شما احتمالا نگران در مورد کامپیوتر؟”

او سرش را تکان داد. “من فقط فکر می کنم این غیر ممکن است که ما تنها حساس اشکال زندگی در جهان است. چند هفته پیش سناتور خواستار یک گزارش بر روی کامپیوتر. به نظر می رسد همه چیز گرم است.”

یک بیماری همه گیر. قتل اورلئانز. یک صحرای ابر گرد و غبار. در حال حاضر من مجبور به نگرانی در مورد این ؟

در اواسط ماه ژوئن دیابت مارکو روبیو به عنوان بخشی از مجلس سنا انتخاب کمیته اطلاعاتی نوشت: یک گزارش تماس برای دولت فدرال برای ایجاد یک واحد پاسخ به کامپیوتر و برای پاسخ به چند سوال از جمله تهدیدات بالقوه ناشی از این “ناشناس هوایی پدیده.”

گفتگو مرا به من کاغذ-مسیر روز به عنوان یک نوجوان. شما بسیاری از چیزهای عجیب و غریب در تاریکی 4:30 صبح است. آن زمان که با ماوس در وسط کاملا به خواب رفته و به طور کامل بیدار. آن را به عنوان اگر غرابت منتظر که متقاطع به تحقق.

من و برادرم را دیدم گذشت کردن drunks ما فکر کردیم مرده بودند (خوشبختانه تحریک سریع پا jabs به دنده). ما شاهد مشکوک اتومبیل های خروشان را از تاریکی به عنوان اگر تعقیب و پس از آن به سرعت ناپدید می شود. اما عمیق سیاه و سفید از اوایل صبح, آسمان همیشه ارزش تماشای. ما می خواهم ستاره تیراندازی رگه های سنگ مرمر به اندازه سراسر افق. ما از طرف ماهواره ها و یا شاتل مجبور همراه در صبح است.

گاهی اوقات فضای اطراف ما را تبدیل به واقعا هنوز unmoving به عنوان اگر یک دکمه مکث ضربه شد که اگر آب و هوا فورا تغییر کرده است. سکوت وهم آور به دنبال داشته باشد. من به یاد داشته باشید احساس عجیب و غریب در آن لحظات که چیزی درست نیست.

وجود دارد یک سری از صبح که من به یاد داشته باشید به وضوح و هنوز هم نمی تواند توضیح دهد. من و برادرم را پیاده روی از خانه ما تا جاده شیب دار در حالی که همه به شدت لادن با کیسه های روزنامه ها. او در شارژ; من دوم-در-فرمان از ما دو نفر با ساز و برگ. یک روز صبح ما کاکل تپه و متوجه عجیب و غریب مانند ابر جسم معلق در هوا در افق در مقابل ما.

“که چه ؟” او پرسید: اشاره است.

من در آن خیره شد در حالی که خوب. “من نمی دانم برخی از نوع عجیب و غریب از ابر طوفان و یا چیزی.”

“این چراغ است.”

به دنبال دوباره وجود دارد در واقع یک نور در سطح زیرین ابر. آیا این فلش آن فقط برخورد. “این است که بالای یک خانه؟” من پیشنهاد می کنم.

“نه یک خانه. آیا شما تا کنون دیده یک خانه در آسمان ؟ ادم سفیه و احمق.”

ما مورد مطالعه قرار unmoving ابر برای چند دقیقه و سپس شانه ای بالا انداخت و plodded همراه plopping روزنامه ها در جلوی ایوان و فراموش کردن در مورد ابر به ما دایره بزرگ خانه.

صبح روز بعد ما صعود تپه و هر دو مرده را متوقف در آهنگ های ما. مو بر گردن من tingled. ابر وجود دارد دوباره در همان نقطه.

آن را گرد نور خاکستری در بالا تیره تر در چین. نور بود و هنوز نیز وجود دارد. آن را حرکت نمی کند در آسمان دقیقا به عنوان قبلی صبح به عنوان اگر در حال تماشای ما. ما سعی کردیم به آن نگاه از زوایای مختلف اما هیچ چیز تغییر کرده است. آن را یک ابر. یک ابر است که حرکت نمی کند. آن را به ما خزد.

ابر بود و قابل رویت نیست در طول روز اما آنجا بود صبح روز بعد. به من گفت یک زن و شوهر از دوستان من است و هر چند در اوایل صبح مسیر کاغذ اغلب شیفته آنها سرگرم کننده ساخته شده از من. در صبح روز بعد من و برادرم hustled به بالای تپه و افق خالی بود. عجیب و غریب ابر تا به حال نقل مکان کرد.

من به یاد آن صبح که در آن آب و هوا به نظر می رسید مکث به نظر می رسید به احساس های مختلف که به تصویب ناگهان. من به یاد صبح که به من سرخی چون چیزی در نهان به نظر می رسید در کمین است. من به یاد همه است که پس از صحبت کردن به من در حال اجرا شریک است.

چندی پیش نیروی دریایی ایالات متحده منتشر شد فیلم از خلبانان جنگنده تعقیب آنچه که آنها به عنوان یک سفید کننده Tic Tac بیش از اقیانوس آرام فقط در غرب سن دیگو. فیلم باور نکردنی است. در حال حاضر سناتور روبیو می خواهد یک تهدید ارزیابی.

چند ماه پیش من پانچ در حال اجرا من شریک در شانه سرگرم کننده ساخته شده از نگرانی خود در مورد کامپیوتر و ذخیره کردن یک برنامه برای ترساندن او. اما در حال حاضر پس از دیدن چیزهایی که من هرگز فکر نمی کردم ممکن است هرگز شنیده و یا از قبل در آرکانزاس–یک بیماری همه گیر در یک صحرای ابر گرد و غبار-من تصمیم به برگزاری قضاوت.

اگر هیچ چیز دیگری, این روز فوق العاده ای را به من آموخت باور نکردنی را می توان ساخته شده املاک و گفتگو در مورد بشقاب پرنده به نظر می رسد خوب طبیعی است.

——-v——-

استیو Straessle که ستون به نظر می رسد هر جمعه است اصل سنگ کوچک کاتولیک دبیرستان برای پسران. شما می توانید او را در رسیدن به sstraessle@lrchs.org.

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.detny.im